گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران.
چکیده
هدف این پژوهش، شناسایی پیکربندیهای ترکیبی از قابلیتهای شناختی است که بهطور کافی منجر به جهتگیری کارآفرینانه بالا در میان شرکتکنندگان بوتکمپهای مرکز رشد دانشگاهی میشوند. برخلاف مطالعات پیشین که با روشهای خطی به بررسی اثر خالص هر متغیر پرداختهاند، پژوهش حاضر از رویکرد تحلیل پوششی کیفی مقایسهای مجموعههای فازی (fsQCA) بهره گرفت تا منطق همارزی و علیت جبرگرایانه را در بافت کشاورزی خوزستان واکاوی کند. دادهها از ۱۳۸ شرکتکننده در دورههای کارآفرینی مرکز رشد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان گردآوری و پس از کالیبراسیون نظری-تجربی، تحلیل ضرورت و کفایت انجام شد. یافتهها نشان داد که هیچیک از شرایط سهگانه (شناسایی فرصت، خلاقیت و مدیریت ریسک) بهتنهایی شرط لازم نیستند، بلکه سه مسیر همارز شامل نوآور ریسکپذیر بدون مرز، استراتژیست محتاط بازار و خلاق فرصتشناس محتاط بهعنوان دستورالعملهای کافی شناسایی شدند. همچنین، تحلیل تقارن علی تأیید کرد که مسیرهای منجر به جهتگیری پایین، لزوماً عکس مسیرهای بالا نیستند. این یافتهها دلالتهای کاربردی مهمی برای شخصیسازی مداخلات آموزشی و گذار از رویکرد آموزش یکسان برای همه به منتورینگ پیکربندیمحور در مراکز رشد دانشگاهی ارائه میدهد.